عباس قديانى

121

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

به هرات گريخته بود ، به كمك تيمور لنگ ، ديگربار بر مازندران استيلا يافت . آخرين فرد از اين سلسله كيا حسن ( يا حسين ) ابن لهراسپ ابن افراسياب است كه در سال 909 ه . ق . با استيلاى شاه اسماعيل اول صفوى بر مازندران ، حكومت او خاتمه يافت و دولت افراسيابيان مازندران منقرض گشت . افشار طايفه‌اى از تركمانان غز ، كه ظاهرا در عهد سلاجقهء با ساير طوايف غز به حدود ايران آمده‌اند ، و بعضى از آنها در خدمت سلاجقه بوده‌اند . و شايد در همان زمانها در سوريه و آسياى صغير نيز پراكنده شده‌اند . مع هذا بعضى مورخين نام افشار را از اسم « اوشار » پسر ارشد « يلديز خان » مغول مشتق دانسته‌اند . نام طوايف افشار در عهد سلطنت آق‌قويونلو مكرر ذكر شده است و در عهد صفويه نيز اين طايفه از اركان قزلباش بوده‌اند . طايفهء افشار شعبه‌هاى چند مثل افشار قاسملو ، افشار بكشلو ، افشار قرخلو ، يا قرقلو تقسيم مىشده‌اند و نادر شاه افشار از شعبهء اخير بوده است كه آنها را اسماعيل اول صفوى از آذربايجان براى جلوگيرى از مهاجمات ازبك و تركمن به شمال خراسان كوچانيده بود . طايفه افشار در عهد صفويه در آذربايجان و خمسه و قزوين و تهران و فارس و كرمان و خوزستان پراكنده بوده‌اند . افشاريه سلسله‌اى از پادشاهان ايران كه از 1148 تا حدود 1210 ه . ق . سلطنت كرده‌اند . چون مؤسس اين